شناسه: 200574

وصیت شماره 2 - شهید سیدسعید حمزه ای جبلی

بسم الله الرحمن الرحیم ان الذین لایرجون لقاءنا و رضوا بالحیاه الدنیا و اطما ثوابها والذین هم عن ایاتنا غافلون اولئک مأویهم النار بما کانوا یکسبون ان الذین امنوا و اعملوا الصالحات یهدیهم ربهم بایمانهم تجری من تحتها الانهار فی جنات النعیم دعویهم فیها سبحانک اللهم تحیتهم سلام و اخر دعویهم ان الحمد لله رب لعالمین البته آنها یی که به ما دل نبستند و امیدوار نیستند و به زندگی حیوانی پست دنیا دلخوش کرده اند و دل بسته اند وآنهایی که ازآیات و نشانه های ما غافلند هم اینان هستند که عاقبت به کردار زشت خود در آتش دوزخ ما قرار گیرند آنانکه ایمان بخدا آوردند ونیکوکار شدند خدا به سبب همان ایمان آنها را به راه سعادت وطریق بهشت رهبری کند تا به نعمتهای ابدی بهشتی که نهرها از زیر درختانش جاریست متنعم گردند و در آن بهشت زبان شوق به تسبیح و تقدیس خدا گشایند که بارالها تو از هر نقص پاک و منزهی و ثنای آنها در بهشت سلامت ابدی می بخشد و آخرین سخن شان حمد پروردگار عالمیان است شکرخدای را که جهان را آفرید و به جهانیان نعمت خود را به اتمام رسانید و حمد وسپاس او را که براین بنده حقیر منت نهاد و لیاقت جهاد را به من عنایت فرمود اکنون که با کمال آگاهی در این راه قدم برمی دارم از خداوند مهربان می خواهم که فیض شهادت را که نهایت و درجه اعلای اخروی و کمال است را به من و تمامی عاشقان خودش عطا فرماید پروردگارا تو را از این همه نعمات چگونه شکر گزرام یا اینکه می دانم که نمی توانم به اندازه قطره ای از دریای بیکران تو را حمد و سپاس نمایم خدایا از اینکه مرا در عصری آفریدی که دوران جوانیم که بهترین سرمایه عمر و وقت انسانیت با انقلاب اسلامی مطابقت می نماید و بهترین دوران را رهبری انقلاب می دانم و به یاری تو توانستم که خط وی را انتخاب نموده و با عشق و علاقه فراوان به ایمان به تو و نیز یاری همیشگی تو در تحت فرمان امام امت سربه آستان تو نهم و در مقابل دشمنان دین مبین اسلام با آمادگی کامل بایستم تو ر ا سپاس می نهم خاضعانه و عاشقانه از تو می خواهم که همیشه مرا از لعزشها نجات داده و کمک نمایی چونکه به وضوح دانستم که بدون تو هیچم و می خواهم که هیچگاه مرا به خود وامگذاری اکنون گاه نبرد است و شیعیان حسین (ع) راه او را ادامه می دهند و همانگونه که حسین فرمود که من مرگ را جز شهادت در راه خدا نمی دانم و ماهم به کمک خداوند می خواهیم همانگونه باشیم ان شاءالله و اکنون در زیر آتش و خون چند کلمه ای با پدرو مادر عزیز و مهربان خود که اکنون احساس می کنم که قدر آنان را نداشتم و اکنون نمی دانم که چگونه و چطور از شما سپاسگزاری کنم فقط این را می گویم که در تمامی عمر خود کسی دلسوز تر از شما نداشته و نخواهم داشت و اکنون شما را به جد بزرگوار قسم که مرا حلالم کنید و برایم ازخداوند طلب مغفرت کنید و از خدا میخواهم که گناهان تمامی بندگان خودرا ببخشد ان شاءالله و از شما میخواهم که اگر خداوند فیض شهادت رانصیب من کرد خوشحال باشید که همانگونه که گفتم مرگ حق است پس چه خوش که در راه خدا باشد و دیگر فرزندان خودرا به این راه هدایت کنید ان شاءالله و چند سخن با برادران عزیز و بزرگوارم شمایی که نتوانستم حق شما را ادا کنم و از شما می خواهم که باهم مهربان باشید و حق یکدیگر را ادا کنید و پدرو مادر خود را دوست داشته باشید و به آنها کمک کنید و آنها را به هر صورتی که هست ازدست خود راضی نگهدارید ان شاءالله و از شما می خواهم که اگر ازدست من ناراحت شده اید مرا به خوبی خود حلال کنید دردعاها و نمازهای خود برای من از خدا بخشش بخواهید و به شما بگویم که همیشه و همه جا درس را فراموش نکنید و به دنبال علم بروید ان شاءالله و خواهران عزیز و گرامی ان شاءالله که زینب وار به پیش بروید و او را سرلوحه کارهای خود قراردهید ان شاءالله و اگر درمدتی که با هم و درکنار هم بودیم نتوانستم حق برادری را برای شما ادا کنم از این بابت از شما عذر می خواهم از شما میخواهم که مرا حلال کنید و برایم با قلبی صاف دعا کنید و از خداوند بخواهید که مرا ببخشد ان شاءالله وفرزندان خود را برای خدا و اسلام تربیت کنید و به آنها بگویید که یک عمو یا دایی داشتی که خیلی شما رادوست میداشت ودر آخر از تمامی اقوام و خویشان می خواهم که مرا حلال کنید از کوچک و بزرگ و این دو روز عمر خیلی کوتاه را با هم مهربان باشید و صله رحم را در حق هم ادا کنید که این برگرفته از سنت پیامبر (ص) است و در آخر از هر کس که مرا می شناسد می خواهم که مرا حلال کند و اگر کسی چیزی طلب دارد از پدرم بخواهد و او هم موظف است بدهد نماز و روزه هم تا خود یادم است خوانده ام کمی روزه بدهکار هستم حدود 30 روز در آخر طول عمر امام و پیروزی اسلام را از خداوند می خواهم والسلام ش.ش 1246472

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه