نوجوانی و جوانی
به روایت از محمد حصاری : حدود سن هشت سالگی روزی فرزندم شیر محمد به خاطر شیطنت بچه گانه اش مادرش قصد تنبیه او را کرد وی فرار می کند و زیر ماشین خاور پنهان می شود خاور را راننده اش روشن می کند و راه می افتد همه فکر کردیم که او کارش تمام است ولی بعد از عبور کامیون او را دیدیم که بحمدالله سالم است و دوباره مشقول فرار است. او سالم ماند تا خداوند او را لایق شهادت گرداند.
ثبت دیدگاه