حسن برخورد
به روایت از رمضان علی رحمانی : قبل از شروع عملیات والفجر 8 من در پادگان شهید برونسی جلوی چادر گردان سیف ا... ایستاده بودم تا فرمانده گردان آقای حسین زاده بیاید و او را از نزدیک ببینیم. در همین لحظه آقای عبدالرحمن رحمانی، که پیک گردان بود، آمد و گفت: اینجا چه می کنی؟ گفتم: قرار است پس از شکسته شدن خط، من مسؤولیت گردان سیف ا... را به عهده بگیرم. هنوز محل را ترک نکرده بودم که آقای حسین زاده با موتور آمدند و از من سؤال کردند بچه ها کجا هستید؟ گفتم: از بچه های قاین و فعلاً ساکن بیرجند هستم خیلی خوشحال شدند و گفتند: باید زودتر با من ارتباط برقرار می کردید چون همشهری هستیم.
ثبت دیدگاه