خواب و رویای دگران در مورد شهبد
به روایت از محمد حسنی : یک شب در خواب دیدم مردم در جلو روستا جمع شده اند و خیلی شلوغ است مجتبی از داخل جمعیت جدا شد و آمد به من دست داد و گفت: من خدمت سربازیم را تمام کرده ام و این هم برگه پایان خدمتم من باور نکردم و گفتم: تو هر کاری بوده کردی. گفت: نه این برگه پایان خدمتم که من از خواب بیدار شدم و موضوع را به شوهرم و مادرم گفتم. و بعد از مدتی خبر شهادت فرزندم را آوردند
ثبت دیدگاه