خواب و رویای دیگران درمورد شهید
به روایت از محمدخالقی : یادم هست اوایلی که پدرم عبدا... خالقی به شهادت رسیده بود به خاطر اینکه او را در خواب ببینم و از وضعیت او با خبر شوم همیشه دو رکعت نماز جدا از نمازهای یومیه می خواندم. تا حدود شش ماه این جریان ادامه داشت تا اینکه یک شب پدرم را در خواب دیدم که با لباسهای سپاهی به منزل آمد و تا صحن حیاط آمد ایشان خیلی از گذشته شادابتر و نورانی تر شده بود ایشان فقط یک چیز به من گفت: و این بود که دو رکعت نمازی را که می خوانی ادامه بده و هیچ وقت آن را ترک نکن.
ثبت دیدگاه