شناسه: 201656

عشق شهادت 2

نورعلی شوشتری : ه اتفاق یکدیگر داخل یک وانت نشسته بودیم و درحال حرکت بودیم. می گفت: چقدر من خوشحال می شوم که یک تیری در راه اسلام راست و مستقیم به پیشانی ام اصابت کند ،‌ می خواست که سجده گاهش با تیر دشمنان اسلام سوراخ شود.((و عاقبت اینچنین شد.))

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه