تقید حضور در مزار شهدا 2
به روایت از مهدی خویشاوندی : یکی از بی سیم چی های تیپ برادر عطایی بود . ایشان روز به خط رفت که مقداری بی سیم چی ها را توجیه کند . بعد ، از خط بی سیم زد و به آقای چراغچی اسرار کرد که بگذارد شب را در خط بماند . در گردان حاج رمضانعلی عامل بالاخره شب را ماند . شب دشمن به آنها پاتک می زند و این جواد عطایی که بی سیم چی مرکز پیام بود اسلحه بر می دارد و جلو می رود و با دشمن درگیر می شود. آقای عامل از دلاوریهایش خیلی تعریف می کرد . ساعت 10 صبح فردایش بی سیم زدند که عطایی شهید شده است . با شنیدن این خبر آقای چراغچی خیلی ناراحت شد . ایشان گفت برویم ، پرسیدم کجا ؟ گفت شهید عطایی را دارند عقب می آورند ، برویم به استقبالش . سوار ماشین شدیم و آمدیم . بین راه و امبولانسی که عطایی را می آورد دیدیم آمبولانس را متوقف کرد ، شهید را بوسید و با او صحبت کرد و گریه هم می کرد .
ثبت دیدگاه