محبوبيت شهيد نزد ديگران
راوی سید هاشم موسوی: یک روز با عده ای از بچه ها در خدمت حاج ولی چراغچی بودیم . داشتیم شوخی می کردیم که یک پیرمردی از دور صدا می زد حاج ولی ! حاج ولی ! برادر ولی ایستاد و آن پیرمرد جلو آمد ، یک لقمه نان و پنیر در دست داشت به شهید چراغچی گفت : شنیده ام سه روز است غذا نخورده ای بیا این لقمه را بخور تا من کیف کنم . و حاج ولی آن لقمه را از دست پیرمرد گرفت و خورد.
ثبت دیدگاه