شناسه: 201846

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی حسین جمال آبادی: یادم هست یک شب خواب دیدم که پسرم عباسعلی همراه امام خمینی(ره) در یک باغ بزرگ که پر از گل و سرسبز بود نشسته بودند و در جلوی ورودی باغ گرگی نشسته و دهان باز کرده است که عباسعلی جلو آمد و گفت: بیا توی باغ منتظرت هستیم من گفتم: نمی توانم آخر این گرگ مزاحم است و جلوی در باغ نشسته من می ترسم، او گفت: نترس بیا توی باغ همین که خواستم وارد باغ شوم از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه