وصیت شماره 1 - شهید حیدرعلی جوانی جونی
" بسم الله الرحمن الرحیم "
ان الحیوه الدنیا لعب و له و ان تومنوا و تبغوا ؟ اجودکمئ و لا سیئلکم اموالکم .
بدانید که زندگان دنیا بازیچه و هوس بیش نیست و اگر به خدا ایمان آورید و پرهیز ؟ پاداش اعمال شما را در بهشت ابد خواهد داد و از اموال شما چیزی ؟ هدایت نمی خواهد .
از شهادت استقبال می کنند چون قائل هستند به اینکه ما بعد این عالم طبیعی عالم های ؟ نورانی تر از این عالم هست با ؟ ؟؟ سلحشوران و باد مستضعفان و مونس شب زنده داران و خار کننده منافقان وصیت نامه را که بر هر مسلمان واجب است اجرا کند را شروع می کنی با سلام خدمت امام عصر منجی عالم بشریت و با درود بر خدمت رهبر کبیر انقلاب و امید امت و امام و با سلام خدمت امت شهید پرور جهان سلام و با سلام خدمت پدر و مادر خواهرانم و برادرم امیدوارم بتوانم که آنچه رضای خداست بنویسم د ردرجه اول از شما خواهران و برادران می خواهم که بجای آمرزش گناهانم دعا کنید که کارم خیلی مشکل است امیدوارم که خداوند امام امت را تا ظهور مهدیش زنده بدارید و ظهور آن حضرت را نزدیکش بگرداند . و اما پدر و مادر و خواهرانم امیدوارم همانطوری که برادران به شهادت رسد و من به خانه آمدن و تنها غمگین بودید چون می دانستید که امانت را باید به صاحب آن داد و شما چه خوب آنرا برگرداندید در شهادت فرزند دوم خود هم همین طور باشید البته می داند که از دست دادن فرزند برای پدر و مادر خیلی سخت است اما وقتی که مسئله اسلام در میان است اسلام از زن و فرزند مهمتر است و کسی نمی تواند این غم را تحمل کند بجز شهید داده امیدوارم که در شهادت آخرین فرزند خود خوشحال باشید و از خداوند برای آمرزش گناهانم طلب عفو کنید امیدوارم که همیشه در زیر ؟ سخنان امام باشید و یک لحظه او را شما نگذارید چه در مرحله شعار و چه در مرحله عمل خداوند شاهد است از وقتی که به جبهه آمدن تنها برای یاری دین آمدیم نه برای مقام یا پول و ... تنها و تنها برای رضای حق بود و پس ای پدر و مادر و خواهرانم امیدوارمم که خداوند به شما صبر دهد و یکی از صابرین باشید چون در سایه صبر است که ما میتوانیم به انقلاب خود ادامه دهیم و امیدوارم اگر چه نتوانستم در این دنیا زحمت شما را جبران کنم د رآخرت بتوانم راهی که رفتیم راه خدا بود و ما هم از خدا بودیم و باید پیش او می رفتیم .
خدایا تو شاهدی اگر که مسئولیت قبول کردم فقط به خاطر تو بود تا بتوانم کارم را بدونئ شریک برای تو انجام دهم . من وقتی که می خواستم از جبهه بروم به خاطر مسائل آن به یاد سخن امام می افتادم که ای کاش ما هم روز عاشورا بودیم ؟؟؟ می افتادم و بر می گشتم و اما سخن با شما پاکن ای ؟ مخلص که همواره در کنار رهبری بوده و هستید یک روزی وقت ؟ بود اما امروز وقت عمل است دیگر نمی توانید بگوئید ای امام حسین ای کاش روز عاشورائی بودیم و یاریت می کردیم اگر کسی ایزن حرفل را بگوید دروغ گفته و اگر راست می گوید باید عمل کند امروز روز عاشورا است و این کربلا کربلای حسینی است باید به یاری حسین شتافت تا اسلام زنده شود مگر حسین زمان ما فرزند آن حسین نیست مگر راه حسین نیست مگر روش حسین نیست آیا بعد از 4 سال جنگ ؟ خواذبیده اید یا خود را به خواذبی زده اید آیا این شهیدان این جانبازان مفقودین از ما نبوده اند برای چه رفتند آیا زندگی را دوست نمی داشتند چرا که ؟ اسلام را بیشتر یک کمی فکر کنید برای چه عزیزان جانباز شدند اگر یک دنیا را به یک نفر به ؟ یک بند انگشتش حاضر نیست قبول کند چرا باید اینقدر تهمت زده شود به این عزیزان امامان ؟ را دا رید که با یک سخن همه را به جای خود می نشاند هیچ غمی نداریم مصیبت وقتی است که خدای ناکرده ما باشیم و امامی نباشد اما مسئله دیگر ما باید امام امت را امام جهان ؟ نه تنها امام ایران ؟ خارجی احتیاج به یک رهبر هوشیار و اسلامی دارند که آن تنها امام خمینی می باشد در پایان از شما می خواهم که دنباله رو رهبر انقلاب باشید در حد عمل و ؟ فرج امام عصر دعا کنید و از خداوند بخواهید که گناهان ما را بخشد و جز پاکان محسوب کند . ای پدر و مادر برای من به مدت دو ماه نماز و 56 تا روزه برای من بگیرید چون توی جنگ نتوانسته ام بگیرم .
آنچه که دارم از کتابها و ان پولهائی که دارم حساب کرده و خمس رابدهید چون من بوده ام که بدهم و من تا سال 61 را داده ام به ؟ از 25000 ریال شده به غیر از کتابها و بقیه که باقی می ماند را خرج جنگ کنید در پایان از شما حلالیت می طلبد و امیدوارم که خواهرانم را دانا بزرگ کنید تا بتوانند در خدمت انقلاب و اسلام باشند .
پدر من مبلغ 40000 ریال به مصطفی پسر حاج غلام علی د رتاریخ 64/2/15 در ساعت 3 بعد از ظهر دادم (برادر حسنعلی بقال ) قرار شد که در تاریخ 65/1/1 به من برسد و از ؟ که به او داشتم هیچ ؟؟؟ در پایان از همه دوستان حلالیت می طلبم .
" والسلام"
ثبت دیدگاه