شناسه: 202504

صداقت و راستگويي

راوی سید هاشم موسوی: یک پیر مردی بود که در گردان ما خدمت می کرد . آقای توکلی خواه خیلی با این پیرمرد شوخی می کند یک روز من به آن پیر مرد گفتم : برو چند تا چائی برایمان بیاور تا پا شد که برود آقای توکلی خواه دوید ونگذاشت که آن پیرمرد برود . بعداً یکی از دوستان به من گفت مگر تو آن پیرمرد را نمی شناسی گفتم : نه گفت : او پدر آقای توکلی خواه است .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه