همت در رفع مشکل ديگران
راوی زهرا ترابی: زمانی که همسرم سرباز بود من با مادر شوهرم زندگی می کردم. یک روز صبح که برف زیادی آمده بود و هوا خیلی سرد بود، در حالیکه برفهای حیاط را به بیرون می بردم برادر شوهرم (آقای ترابی) که شب قبل از جبهه آمده بود از راه رسید و گفت : چرا شما برفها را بیرون می برید؟ اگر شوهرت نیست، من که هستم. بلافاصله خودشان برفها را بیرون بردند و علاوه بر آن برف پشت بام را انداختند.
ثبت دیدگاه