ساده زيستي و پرهيز از تجمل
راوی غلامحسن عبدی: روزی که قرار بود آقای ترابی به مکه مشرف شوند ما به بدرقه ایشان رفتیم، ایشان گفت چرا به بدرقه ام آمده اید شما باید بدرقه رزمندگان بروید و با صلوات آنان را تشویق و ترغیب کنید و روحیه بدهید و به ما گفت : برگردید، موقع بازگشت از مکه نیز، گوسفندی گرفته بودم و درب منزل خودشان بردم که ناگهان دیدم از راه رسیدند به ایشان گفتم : چرا صبر نکردید که گوسفندی بکشیم و مراسمی بگیریم . گفتند: همانطوری خوب است این صحبتها را نکنید ، حالا گوسفند را بکشید و گوشتش را بین فقرا تقسیم کنید .
ثبت دیدگاه