امدادهاي غيبي
راوی علی ترابی: یادم است در عملیات میمک یک روز رفتم با موتور توی خطیب گشتی زدم و موتور را گذاشتم و رفتم یادم است هنوز یک دقیقه نگذشته بود که رفتم توی سنگر با رفتن من توی سنگر گلوله ای به موتور اصابت کرد و موتور دود شد و رفت واین یکی از امدادهای غیبی الهی بود.
ثبت دیدگاه