وصیت شماره 1 - شهید محمود پورشبان
حمد و سپاس خدايي را كه سزاست كه ما را افريد و همهي وسايل آسايش را جهت ما مهيا فرمود و به خاطر اينكه انسان به كمال خود برسد پيامبراني را فرستاد تا با برنامه هاي آسماني خود بشر را راهنما باشد.درود و صلوات به ارواح پاك آنها كه در اين راه انواع آزار و اذيت را تحمل كردند و وظيفه الهي خود را به طور كامل ايفا كردندو خون پاك خويش را در راه تداوم اين انبياء ريختند.خداوند را شكر گذارم كه به اين بنده حقير توفيق داد تا بتوانم به جبهه بيايم و دست به خود سازي بزنم.به جاي مقدسي كه هزاران نفر كه در ان سر به سجده گذاشته و خداوند را شكر گذاري مي كنند.
وصيتي كه با برادرانم دارم اين است كه اگر واقعاً مي خواهند دست به خود سازي بزنند به جبهه ها بيايند و در اين مكان هاي مقدس كه هزاران شهيد خود را ساخته اند و جان خود را دركف دست گذاشته اند و تقديم معبود خود كردند بيايند.آري برادرانم فكر نكنم كه بتوانيد در شهر ها كه پر است از ماديات بخواهيد دست به خودسازي بزنيد.از برادران هم سنگر مدرسه ايم مي خواهم كه واقعاً درس خود را بخوانند.عده اي در شهرها مي گفتند بچه هاي تنبل و كساني كه مي خواهند از زير درس فرار كنند به جبهه ها مي روند اما خدا شاهد است آدم وقتي به جبهه مي آيند مسئوليت آنها دو برابر مي شود چون مي بيند كه برادران او كه چگونه در كنارشان شهيد مي شوند و وصيت مي كنند كه اي برادران درستان را رها نكنيد از شما خواهش مي كنم كه درستان را كنار نگذاريد و بگوييد مي خواهيم برويم جبهه اگر مي خواهيد به جبهه ها بياييد ،در آنجا هم درس بخوانيد و هم با دشمن بجنگيد.
ثبت دیدگاه