شناسه: 203400

عشق به جهاد

راوی محمد مهدی فکور : شهید امامی تازه از مرخصی آمده بود هنوز ساکش را زمین نگذاشته بود که خبر دادند در سه راه نقده در گیری رخ داده است . حاجی ساکش را انداخت و در عرض ده دقیقه لباسهای رزم را پوشید . اسلحه اش را برداشت و دوان دوان به طرف ماشین رفت . حاج آقای فکور گفت :‍ حاجی کجا ! کجا ! شهید گفت : من در این عملیات شرکت می کنم و بر می گردم . من نیز هر چه دنبالش دویدم تا از رفتن او جلو گیری کنم ، نتوانستم . شهید با چند نفر دیگر سوار ماشین شد و رفت و بعد از حدود 1/5 یا 2 ساعت برگشت و خبر داد که کومله ها پا به فرارگذاشتند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه