زيرکي و هوشمندي
راوی حسن پا زهر امامی : در یکی از عملیاتها به نام عملیات سرب، سه نفر کوموله منطقه تنوری شکلی را گرفته بودند و موقعیتشان یک موقعیت بسیار عالی بود می توانستند به راحتی روی تک تک نیروها آتش بریزند. تعدادی از بچه ها برای از بین بردن این سه نفر رفتند. سر قله های تنوری که می رسند هر چه نارنجک می اندازند، چرخ می زنند، می افتد توی دره و سنگر کوموله ها منفجر نمی شود. به هر صورت در این درگیری چند نفر از برادران ما شهید می شوند. پدرم با چند تن از نیروها برای اِنهدام این سنگر راهی قله می شود. هنگام درگیری پدرم می فهمد که نارنجکها پیش از اینکه داخل سنگر آنها بیفتد به دره پرتاب می شود. بنابراین ضامن نارنجکی را می کشد و دو الی سه ثانیه هم اَهرم نارنجک را رها کرده و بعد پرتاب می کند تا درست هنگام برخورد به زمین منفجر می شود. این سه کوموله از بین می روند و قله فتح می شود. بعد از عملیات شهید کاوه به خاطر این کار پدرم، صورت او را بوسید.
ثبت دیدگاه