شناسه: 203913

آخرین وداع با خانواده

به روایت از شهربانو عشقی : به خاطر دارم هنگامی که محمد برای آخرین بار از جبهه به مرخصی آمده بود من و همسرش را برای زیارت به مشهد مقدس برد سپس صبح روزی که می خواست عازم جبهه شود از ما خداحافظی کرد و گفت مادر جان آیا از من راضی هستی؟ گفتم بله پسرم چرا راضی نباشم؟ گفت سلام من را به خواهران و برادرانم برسان و به پدر بگو نگران من نباشد سپس رفت و بعد از سه روز بود که خبر شهادتش را برایمان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه