حالات معنوی قبل از شهادت
به روایت از زهرا سیاه کوهی : یکی از همرزمان فرزندم مهدی بانپور برایم تعریف می کرد که : در عملیات فاو انتظار همراهی با ایشان را داشتم ایشان را داشتم ایشان را داشتم ایشان از همان اول شروع عملیات حال و هوای دیگری داشت و با همیشه فرق می کرد ساعت حدود یک ظهر بود که چند تانک عراقی را مشاهده کردیم و او برای مفهوم کردن آنها به جلوی خاک ریز رفت تا بهتر بتواند آنها را مورد هدف قرار دهد وقتی یکی از تانکها را منهدم کرد تانک دیگر که سالم بود گلوله ای به طرفش شلیک نمود که به پشت سر او و بر روی زمین منفجر شد و در اثر ترکش آن بمب ایشان به شدت مجروح شد ما سریعا او را به پشت خط انتقال دادیم و از آنجا به بیمارستانی در شیراز فرستاده شد . از او خبری نداشتیم تا اینکه بعد از هجده روز وقتی به مرخصی رفتم خبر شهادت اورا شنیدم و آنها گفتند که یکی از ترکشها به یکی از رگهای قلبش اصابت کرده و طی این مدت بیهوش در بیمارستان بوده است . تا اینکه پزشکان اعلام می کنند که شهید شده است.
ثبت دیدگاه