شناسه: 206080

خواب و روياي شهيد

راوی محمد احمدی: حسن در نامه ای که برایمان فرستاده بود نوشته بود که : در شب جمعه ای دعای کمیل می خواندیم در همان حال از خداوند خواستم که اگر واقعا لایق شهادت هستم امشب خواب خوبی ببینم . همان طور هم شده بود ، ایشان خواب دیده بود که سیدی با اسب سفید پیش ایشان آمده و دستی به سرشان می کشد و می گوید پسرم تو از خوبان ما هستی هر چه می خواهی بگو؟ حسن از من خواست که آن خواب را تعبیر کنم و من در همان لحظه فهمیدم که او به آرزویش به زودی خواهد رسید که همانطور هم شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه