شناسه: 207363

استقامت و پايداري

راوی حمید عسگری : سال 63 فرما ندهی شمال غرب اعلام کرد یک واحد از دشمن و ضد انقلاب یک حرکت خیلی کم نظیر وشاید هم بی نظیر را شروع کرده بود یک واحد 400 نفری از ضد انقلاب که در مدتی که ما در شمال غرب و کردستان فعالیت می کردیم همچنین واحدی را ندیدیم که ضد انقلاب با 400 نفر پا? کار آورده باشد یک چیزی شبیه گردانها وگروهانهای ما هیزها و پل ها دارند با این تعداد از هیز وپل ها که حاکی از یک سازماندهی وبرنامه ی مفصل برای خدشه دار کردن نظام جمهوری اسلامی بود وارد کشور شده باشد درست از شمالی ترین نقطه ی مرز که مرو باشد وارد در منطقه ی آذربایجان غربی شدند اما کسی فکر نمی کرد که اینها برنامه ؟؟؟؟؟ را داشته باشند شب اول را در مسیر شهر سلماس حرکت کرده بودند برای شب دوم به شهر سلماس رسیده بودند وسپاه شهر سلماس را مورد هدف خودشان قرار داده بودند ودیگر مراکز دولتی را مورد هدف خودشان قرار دادند وهمین طور پیش می رفتند تا مین هم می گذاشتند که امنیت نسبی را برای انجام عملیات هایشان داشته باشند وقتی ضربات سنگینی را به شهر سلماس وارد کردند که متحمل این آسیب برای جمهوری اسلامی خیلی سخت بود فرمانده ی شمال غرب لشکر ویژه شهداء را ماموریت داد زمانی بود که اینها در حال برگشت بودند ویا واحد هایی از اینها در حال برگشت بودند که بیایند واز آن منطقه خارج شوند که لشکر ویژه شهداء با فرماندهی یزدانی ومنفردی راه اینها را سد کردند ودرگیر شدند چیزی که اصلا تصورش را نمی کردند چون ضد انقلاب آن هم با واحد هایی مثل 10 نفر،15 نفر کمین های سخت را اداره می کرد با 400 نفر نیرو هیچکسی را در واقع توان ویارای در واقع مقابل خودش نمی دید که این واحد وارد عمل بشود آن ها واقعا غافل از واحد های کارآمد وغافل از فرماندهانی با تجربه مثل یزدانی ومنفردی بودند که عرض کنم این واحد وارد عمل می شود ونبرد سختی در آنجا درمی گیرد اینقدر این نبرد جدی وسنگین ومقاومتی که در آنجا شده واقعا کسانی که توی آن نبرد از نزدیک بودند باید از لحظه به لحظه ی آن نبرد در همه ابعادش صحبت کنند وخاطراتشان گرفته بشود در همان عملیات ظاهرا عهد وپیمانی با هم داشتند وواقعا آرزویشان تحقق پیدا کرد وهردو به شهادت رسیدند وباور این که یکی از این دو در قید حیات می ماند ودیگری به شهادت می رسد خیلی سخت بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه