تقيد به انجام کامل ماموريت
راوی علیرضا یوسفی : شب عملیات مسلم بن عقیل شروع کردیم به سنگر ساختن. اتفاقاً آخر های شب که سنگر را ساخته بودیم و لودر بالایش خاک می ریخت سنگر خراب شد و دوباره مشغول ساختن سنگر شدیم. همان شب هم می خواستیم به عملیات برویم مهدی میرزایی آمد و شناسایی مان کرد یادم است مرا به گردان شهید عامل مأمور کرد که کار شناسایی را انجام دهم. قبل از این که بروم شناسایی آقای یزدانی آمد و توضیحاتی کامل و لازم را دادند و خواسته هایشان را مطرح کردند به ما می گفت: « مواردی را که به شما می گوییم جوابش را برای ما بیاورید» و مصر بود و می گفت: همان طور که دارید می روید اگر به معابری که من گفتم نرسیدید برنمی گردید. می روید تا به نتیجه برسید چون خودش فرمانده ای بود که پای کار بود دیگر من رویم نمی شد که آن کاری را که گفته است انجام ندهم. اگر وقتی می رفتم و ناکام برمی گشتم شب بعد می آمد و می گفت که: می روید و این طوری شناسایی می کنید تا سنگر مین می بردمان و می گفت: ببین این طوری شناسایی کنید. همزمان با کار عملی کارشناسایی را هم به نحو احسن انجام می داد.
ثبت دیدگاه