شناسه: 208825

تدبير نظامي و مديريت

راوی حسین نوری مقدم : شب عملیات که فرا رسید مهدی میرزایی بعد از نماز مغرب و عشاء ساعت های حدود 9 بچه های تخریب را به خط کرد و گفت: بایستید می خواهم شما را گروه بندی کنم. وقتی همه نیروها که حدود پنجاه نفر بودند به خط شدند بدون این که افراد را با اسم صدا بزند گفت: با چراغ قوه ای که در دست داشت به هر کس که اشاره کردم بیاید جلو بایستد. خلاصه چراغ قوه انداخت یکی یکی بچه ها جلو رفتند و بعد آمد و گفت: فلانی شما جلو بایست. دیگری را گفت شما پشت سرش و به همین شکل افراد گروه را با توجه به مدیریت و توانمندی که داشتند پشت سر هم چید و اعلام کرد نفر اول سر گروه نفر دوم معاون و نفرات بعدی تحت امر فرمانده گروه هستند.بعد اعلام کرد که این دسته باید با فلان گردان برود و دسته ی دیگر به گردان دیگر و به همین شکل تمام گروها را بین گردان ها و جاهای دیگری که لازم بود تقسیم کرد. به گروه ها قبل از حرکت گفت: می روید عملیات را انجام می دهید و به همان روالی که یاد گرفته اید و کارها را انجام داده اید. میدان مین را خنثی می کنید. در همان لحظه گروه بندی لرزه ای بر اندامم افتاد و گفتم ما چه تصوری از آقای میرزایی داشتیم اما حال فهمیدم که از توان مدیریتی برخوردار است چون می دیدیم با همه بچه ها یک نوع برخوردی داشت فکر می کردیم از توان و مدیریت افراد بی اطلاع است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه