محبت و مهرباني
راوی محمد علی اتقایی: یکی از همرزمان سید احمد که در سنگر استراق سمع بود مشکل داشت با وجود اینکه مهدی زاده از سنگر دیده بانی سید به او گفت: بر من به جای تو می ایستم و بدون هیچ چشم داشتی به او کمک کرد من گفتم : نه سید جان ما به جای تو میرویم گفت : نه خودم می روم .
ثبت دیدگاه