تلاش و پشتکار
راوی محمد علی اتقایی: ما سه چهار نفر بودیم که تازه خط گرفته بودیم و سنگرها آماده بود سید احمد گفت : همین سه چهار نفری که هستیم برای خودمان سنگر را آماده کنیم و بسازیم که راحت تر باشیم . یادم است که خمپاره می آمد ولی ایشان می گفتند که باید سنگر را بسازیم و تمام کنیم گفتیم الان برویم و بنشینیم استراحت کنیم شاید شدت خمپاره کمتر شود ، سید احمد گفت : نه من تا سنگر را نسازم نمی نشینم .
ثبت دیدگاه