شناسه: 209104

خاطرات سياسي

راوی حاج برات معجونی: از موقعی که تظاهرات شروع شد تا آنجا که یادمان هست . عباس با برادرش اصغر در راهپیماییها شرکت می کرد از وقتی که 13 و 14 ساله بود در بسیج محل خدمت می کرد. وقتی که آقای غفوری فرد استاندار بود می رفت در استانداری نگهبانی می داد تا آنجا که من یادم هست می گفت : می خواهم به جبهه بروم ما گفتیم : صبر کن برادرت که سرباز است از سربازی بیاید بعد برو عباس می گفت من دوست دارم که به جبهه بروم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه