خواب و روياي شهيد
راوی گلشاه محمدی : یکی از دوستان برادرم مهدی محمدی به نام آقای حسینی که در روستا می باشد می گفت: یک روز مهدی به من گفت: خواب دیده ام که به شهادت می رسم و دستهایم را حنا کرده اند. که عاقبت همین طور هم شد.
راوی گلشاه محمدی : یکی از دوستان برادرم مهدی محمدی به نام آقای حسینی که در روستا می باشد می گفت: یک روز مهدی به من گفت: خواب دیده ام که به شهادت می رسم و دستهایم را حنا کرده اند. که عاقبت همین طور هم شد.
ثبت دیدگاه