شناسه: 210423

عشق به جهاد

راوی کلثوم طالبی : روزی که غلام یحیی می خواست برود به جبهه دید که من خیلی ناراحت هستم. گفت: مادر اگر کسی به شما امانتی بدهد و بگوید مدتی نگهدار و بعد از پایان مهلت، صاحب امانتی به شما مراجعه کند و بگوید تا امانت را پس بده، آیا شما این امانت را با خوشحالی می دهی یا با ناراحتی؟ بعد من گفتم: خوب پسرم حتماً با خوشحالی می دهم، چرا با ناراحتی بدهم. بعد می گفت: من و برادرم و سایر برادران و فرزندان هم، یک امانت بیشتر در اختیار شما نیستیم، که خداوند داده، حال هم آمده امانت را می خواهد بگیرد. شما باید با ناراحتی این امانت را بدهید یا با خوشحالی. پس معلوم است، که باید امانت را با خوشحالی بدهی. پس چرا گریه می کنی؟ پس برای اینکه خداوند از شما راضی باشد خوشحال باش و با رضایت کامل این کار را انجام بده.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه