شناسه: 211170

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی اشرف باروتی: یک شب در خواب دیدم: مجیدآقا روی تختی دراز کشیده است و ملحفه ای تا روی سینه اش انداخته بود عده ای هم دورش جمع شده بودند. صبح خوابم را برای حاج آقا گرایلی گفتم و ادامه دادم: احتمالاً مجید مجروح شده است. اتفاقاً چند روزی بود که منوچهر برادر شهید بر اثر تصادف فوت کرده بود. حاج آقا گفت: نه شما به خاطر منوچهر ناراحت هستی به همین دلیل این خوابها را می بینی شب بعد هم دوباره خواب دیدم" مجیدآقا بر روی تختی دراز کشیده و ملحفه ای تا روی سینه اش انداخته است" چند روزی از این قضیه گذشت که خبر مجروحیت ایشان را به ما دادند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه