شناسه: 211199

تواضع و فروتني

راوی عباس تیموری: قبل از عملیات بدر، شبی آقای گرایلی نزد من آمد و گفت: آقای برونسی، از پاسگاه برزگر تماس گرفته و گفته است." به اتفاق تعدادی از نیروها برای شناسایی منطقه بروید. اکنون آقای محمدیانی ـ فرمانده گردان ـ وبنده آماده ایم شما هم اگر مایلید با ما بیایید" قبول کردم و قرار شد با وانتی به محل مورد نظر برویم. چون به هر حال آقای محمدیانی فرمانده گردان و آقای گرایلی نیز معاون اوّل ایشان بودند. برای احترام به عقب وانت رفتم و نشستم. وقتی آقای گرایلی آمد و دید من عقب نشسته ام، دستم را گرفت و با اجبار مرا جلو سوار کرد و خودش به عقب وانت رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه