خبر شهادت
راوی علیرضا کارگر: شبی که جنازهی فرزند شهیدم غلامعلی را جهت تشییع جنازه به قاین آورده بودند. صبح آن شب بود که دامادم به خانهمان آمد و درب را کوبید وقتی در را باز کردم دیدم لباس سیاه به تن دارد گفت: حاج آقا هر چه زودتر آماده شوید و لباس بپوشید تا به قاین برویم، غلامعلی ترکش خورده و در بیمارستان بستری است. وقتی رفتم کنار جاده دیدیم مینیبوسهای بازار، کنار جاده ایستادهاند پر از جمعیت بود وقتی رفتم نزدیکتر و عکسالعمل بعضی از اقوام را دیدم متوجه شدم که غلامعلی به شهادت رسیده است، اما آنجا خودم را کنترل کردم، وقتی که پیکر پاک و مطهر شهید را تشییع میکردند داخل قبر میگذاشتند من خیلی بیتابی میکردم که پاسداری بازوی مرا گرفت و گفت: من چندین دفعه به جبهه رفتهام ولی لیاقت شهید شدن را نداشتم و این آرزوی دیرینهی من است که من با شنیدن همین جمله، به خود آمدم و افتخار کردم که پدر شهید میباشم و قلبم را تسکین دادم و دیگر احساس بیتابی نمیکردم.
ثبت دیدگاه