شناسه: 212588

امدادهای غیبی

به روایت از محمد صادقی : علیرضا فیاضی یک خاطره ای را در نامه ای که برای یک از دوستان نوشته بود این گونه نقل کرده بود: در عملیات پدافند بودیم که متوجه شدم یکی از بعثی ها یک آرپی چی به طرف ما شلیک کرد و سنگر من هم کوچک بود در وقت شلیک گلوله حتی آتش دهنه ی آرپی چی را دیدم کاری را که در آن لحظه انجام دادم خودم را به دیوارة سمت راست سنگر چسباندم و گفتم یا ابوالفضل که ناگهان احساس کردم که گلوله ی آرپی چی در نزدیکی سنگر من دور زد و برگشت و در همان نقطه ای که شلیک شده بود منفجر شد و آن بعثی به درک واصل شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه