عشق به جهاد
به روایت از تقی عرب شاهی : فرزند شهیدم غلامرضا با اینکه سن و سالی نداشت ولی عشق به علاقه زیادی به جبهه و جنگ داشت. به خاطر دارم یک روز او را دیدم که آماده رفتن به عملیات بود و کوله پشتی بسته بود و چون آرپیجی زن بود مقداری زیادی هم گلولهی آرپیچی با خودش حمل میکرد، من بعد از احوالپرسی به او گفتم: پسرجان این کولهپشتی برای تو سنگین نیست گفت: نخیر گفتم: میدانی تقریباً چند کیلو وزن دارد گفت: چیزی حدود 45 کیلوگرم گفتم: خوب 45 کیلو که خیلی زیاد است. ولی او با لحن خاصی گفت: بابا وقتی عملیات شروع میشود دیگر من وزن کولهپشتی را احساس نمیکنم و با هر قدمی که بر میدارم به شهادت نزدیکتر میشوم که من به یاد حضرت قاسم افتادم که در دشت کربلا میگفت: شهادت از عسل شیرینتر است و گواراتر.
ثبت دیدگاه