شناسه: 214543

کار و شغل

راوی علی اکبر طاهری: روزی پیش گله گوسفند رفتیم تا خبری بگیریم. چوپانی به نام محمود خان بود. با محمد خان بود. با محمد داد و فریاد می کرد که چرا تو گوسفندانت را به اینجا آورده ای؟ پیش محمد رفتم و به او گفتم: از همین فرد هم باید منت بکشی. او گفت: مگر هر کسی که هر حرفی زد باید جوابش را بدهی، اینقدر بگوید تا جانش کنده شود، من به او چه کار دارم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه