شناسه: 214548

خاطرات نحوه مجروحيت

راوی حاج حسن صبوری: حاج محمد طاهری نقل می کرد: ((در عملیات بودیم، نیروها باید از مانعی عبور می کردند، همه آنها را هدایت کردم تا از مانع رد شوند. 4نفر از نیروها هنوز عبور نکرده بودند. گفتم: خودشان می آیند و با دست اشاره کردم که زودتر بیایید و برویم. همین که خواستم به جلو حرکت کنم تیری به دستم اصابت کرد. لحظه ای به فکر فرو رفتم، فهمیدم چون کار را نیمه تمام رها کردم، خدا هم مانع اصابت آن گلوله به من نشد، چرا که جلوتر از آن نیروها را هدایت می کردم ولی هیچ گلوله ای برمن تأثیرگذار نبود واگر همان3و4 نفر را هدایت می کردم، تیر به من اصابت نمی کرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه