تدبير نظامي و مديريت
راوی حسین عاقبتی: یادم نمی رود در عملیات بدر سر یک چهار راهی بود که تقریبا لشگر 5 نصرو 21 امام رضا (ع) با هم می آمدند از آنجا جدا می شدند . شب بود و ما داشتیم می رفتیم . یک دفعه دیدم صدای آشنائی به گوشم می آید در آن مجموعه عملیات داشت هدایت می کرد . مثلا صدا می آمد که شما از اینجا بروید . دیگران را می گفت از کجا بروید . هرکسی به چهار را می آمد جلویش را می گرفت و می گفت تو کجا می خواهی بروی ؟ نکند عوضی بروی. آمدم کنار حاج محمد طاهری ایستادم یک قدم هم یواشکی رفتم کنارش اول متوجه نشد . تا این که همان طور که سر پا بود دستم را به پاهایشان زدم و گفتم حاجی آقا خسته نباشید . یک حال و احوالی کردم و جدا شدیم .
ثبت دیدگاه