خاطرات بعد از مجروحيت
راوی ابراهیم پیروی: یک بار به اتفاق حاج محمد طاهری توفیق پیدا کردیم که از حاج عبدالحسین برنسی که در عملیات خیبر مجروح شده بود عیادت به عمل آوردیم . یادم نیست که دست چپ یا راست ایشان یا انگشت شستش تیر خورده بود . یک سری درمانی در منطقه انجام شده بود. ادامه ی درمان را به مشهد آمده بودند . قرار بود در یمارستان قائم جراحی شوند حاجی طاهری آن موقع هم خانواده شان را منزل ما آورده بودند که به منزل برونسی جهت عیادت برویم . در همان جا هم دنبال این بودم که از بیانات ایشان استفاده کنم . پرسیدم حاج آقا دست شما چطور است . ایشان یکسری نکات اخلاقی را اینگونه بیان کردند : ایشان گفتند : که من دنبال این نیستم که دستم خوب شود . باید هدفم این باشد که دستم را جراحی کنم. دستم باید خوب شود. من وظیفه ای نسبت به بدنم دارم که این وظیفه را خدا به من داده است که از بدنم محافظت کنم . یکی از رههای حفاظت از بدن این است که من بروم دستم را درمان کنم . این مراحل را بگذرانم توسط کسانی که متخصص این امر هستند باید جراحی شود . حالا این که می خواهد حتما خوب بشود یا می خواهی قطع شود به من کاری ندارد . آن دیگر بستگی به آن دارد که خدا چه صلاح بداند . برای دست ما اگر خوب شود هم خیر است و اگر خوب نشود هم خیر است .
ثبت دیدگاه