آخرین وداع با خانواده
فرزند عزیزم محمدجواد قبل ااینکه به عملیات برود براى ما نقل مىکرد. این دفعه آخر هم یک روز آمدند خانوادهها را بردند به مخابرات که رزمندهها مىخواهند تلفن بزنند در آن روز من کار زیاد داشتم و اتفاقاً نتوانستم بروم و پدرش هم نبود و دو سه بار زنگ زده بود نتوانستم بروم تا اینکه غروب شد و فرزند دیگرم احمد رفته بود با هم تلفنى صحبت کرده بودند و گفته بود سلام مرا به پدر و مادر برسانید و معلوم نیست که این دفعه من برگردم من از این بابت ناراحت هستم کهاى کاش براى خداحافظى پاى تلفن مىرفتم.
ثبت دیدگاه