در آرزوی شهادت
به نقل از برادرشهید: شیفتۀ شهادت بود و همواره آرزوی پیوستن به کاروان کربلا را در دل میپروراند.
یادم است هر بار به مرخصی میآمد، مرا همراه خودش به گلزار شهدا میبرد. عکس تک تک آن بزرگواران را به من نشان میداد و میگفت که اینها همسنگران من بودند و در فلان عملیات و خط شهید شدند. ای کاش من هم شهید میشدم و به آرزویم میرسیدم. مدتی گذشت و کربلایی شد.
ثبت دیدگاه