دوران تحصيل
راوی محمدعلی سمیعی: به یاددارم صادق کلاس دوم دبیرستانش را خوانده بود و می خواست به کلاس سوم دبیرستان برود که روزی گفت : من به دنبال تحصیل نمی روم و نمی خواهم درس بخوانم . زمانیکه من دلیلش را از ایشان پرسیدم گفت : من به خاطر پولش نمی روم چونکه سال سوم خرج دارد و من هم خجالت می کشم از آقا پول بگیرم . من می خواهم بروم وکار کنم . زمانیکه دیدم جریان اینگونه است می خواستیم غرورش نشکند و به حساب حاج آقا نفهمند مخفیانه جریان را با حاج آقا درمیان گذاشتیم و قرار شد ازطریق یکی از دوستان هزینه تحصیل را به صادق برسانیم این بنده خدا رفته بود وپنهانی به صادق گفته بود ، شما برو ودرست را ادامه بده و من مثلاً ماهیانه فلان قدر به شما می دهم که پدرتان هم نفهمد و شماهم می توانی زمانیکه بزرگ شدی این پول را به من برگردانی . درهر حال به هر طریق صادق را دومرتبه فرستادیم که سوم دبیرستانش را بخواند و ادامه تحصیل بدهد وپدر ایشان هم هر ماه مبلغی را به این بنده خدا می داد که ایشان هم به صادق بدهد.
ثبت دیدگاه