شناسه: 216323

خبر شهادت

راوی محمدعلی سمیعی: زمانیکه صادق به درجه رفیع شهادت نایل آمدند من در بانه در محل کمین، تأمین بودم. صادق در روز 22 اسفند 1363 شهید شد اما فکر می کنم در روز دوم فروردین 1364 خبر شهادت ایشان را به من دادند. من در سنگر کمین بودم، یک مرتبه دیدم یک تویوتا مجهز به بی سیم آمد و گفت: مهدی سمیعی شما هستی؟ من هم گفتم: بله، آنها هم یک نفر را در پست من قرار دادند و به من گفتند به همراهشان بروم سوار ماشین شدیم و به پادگان رفتیم و در آنجا اسلحه ام را تحویل گرفتند و از آنجا به بانه رفتم. زمانیکه به آنجا رسیدم حدوداً ظهر شده بود یکی از دوستان پدرم که فکر می کنم جناب آقای شیرزاده فرمانده ژاندارمری کل کشور بودند با بی سیم با من تماس گرفتند و گفتند که: شما هر چه زودتر به مشهد بیا چونکه یک مسأله خانوادگی برایتان پیش آمده است. به هر حال من با هماهنگی و همکاری ایشان در همان روز حرکت کردم و حدوداً حوالی شب بود که به سقز رسیدم، ولی به علت نا امنی راهها شب را در سقز ماندم و صبح روز بعد به سمت مشهد حرکت کردم، جناب سرهنگ شیرزاده به صورت غیر مستقیم به من گوشزد کرده بودند که احوال برادرت اینگونه است اما من متوجه منظور جناب سرهنگ نشدم. زمانیکه به مشهد رسیدم، در خیابان هفتم ضد مقابل منزل عمه ام که مادر دو شهید هم هستند پیاده شدم و با وجود اینکه عکس صادق را بر روی درب منزلشان چسبانیده بودند، من متوجه جریان نشدم و به عکس توجهی نکردم زیرا فکر می کردم عکس فرزندان شهید خودشان است. من تا اول خیابان ضد پیاده آمدم و از آنجا سوار تاکسی شدم و تا مقابل درب منزلمان با همان تاکسی رفتم و زمانیکه به مقابل منزلمان رسیدم دیدم که پرچم سیاهی را در مقابل منزلمان نصب کرده اند و در آنجا خیلی خیلی شلوغ است در آنجا بود که متوجه شدم آخویمان صادق شهید شده و به آرزوی دیرینه ی خود رسیده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه