حمايت از حق و توصيه به ان
راوی محمدعلی سمیعی: در آن زمان در خصوص رحلت آیت ا... طالقانی یکسری صحبت هایی می شد و یکسری مسائلی را به شهید بهشتی نسبت داده بودند. من به یاد دارم به اتفاق برادر صادق و یک عده دیگر از بچه ها در کانکس نشسته بودیم که یکی از دوستان گفت: عده ای دارند می گویند: بهشتی! طالقانی را تو کشتی. به محض این که این بنده خدا این حرف را زد ناگهان صادق از سر سفره ای که نشسته بودیم بلند شد وخیلی ناراحت یقه و سر شانه های او را گرفت و گفت: از کانکس ما برو بیرون. ما هر چه گفتیم: بابا! او دارد شوخی می کند، صادق قبول نکرد و می گفت: ما باید بدانیم که ازاین قبیل شوخی ها نباید بکنیم. این صحبت های منافقین و رادیو عراق است و ما نباید این حرف ها را بگوئیم، چون که ما پاسدار هستیم. نباید دهان ما بلند گوی رادیو عراق باشد. حالا فرق نمی کند که این حرف شوخی است یا جدی. صادق بقدری ناراحت و عصبانی شده بود که ما هر چه گفتیم این بنده خدا شوخی کرده است ایشان قبول نمی کرد تا اینکه این بنده خدا آمد و معذرت خواهی کرد.
ثبت دیدگاه