شناسه: 217027

توجه به خانواده

راوی علی ساجدی: یک روز همراه اقوام به بیرون شهر رفته بودیم و در آنجا کوهى قرار داشت و بچه‏ها مى‏خواستند از آن بالا بروند و افراد فامیل مخالفت مى‏کردند اما پدرم گفت: بگذارید بچه‏ها آزاد باشند، در همین موقع من به بلندى کوه رسیدم و نزدیک بود پرت بشوم که شهید با صداى بلند فریاد مى‏زد که بیا پایین و نگران شده بود. دیگران هم به شوخى مى‏گفتند که بگذار، بچه‏ها آزاد باشند و مى‏خندیدند

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه