عشق به جهاد
به روایت از راضیه راضی : به خاطر دارم هنوز 25 روز از ازدواج و تشکیل خانواده پسرم محمد علی رمضانی نمی گذشت که یک روز پیش من آمد و گفت: مادر می خواهم دوباره به جبهه بروم، اما من اینبار رضایت ندادم که به جبهه برود و گفتم: نمی خواهد بروی چون تو دیگر زن داری و تشکیل خانواده داده ای، بمان و به زندگی ات برس. اما محمد گفت: مادر اگر نگذارید من بروم فردای قیامت چگونه جواب حضرت فاطمه الزهرا (س) را می دهید و آنقدر مرا دعا و التماس کرد که بالاخره من راضی شدم تا او دوباره به جبهه برود و ایشان خوشحال شدند و روی مرا بوسیدند و فردای آن روز به جبهه رفت.
ثبت دیدگاه