شرح عملیات
به روایت از مرتضی حسن زاده : شب اول عملیات بدر که شهید قاسم موحدی برادران عباس حامد و سید حمید رضوی را با هم به گروه ها فرستاد و گفت: اینها هم با شما می آیند. در هنگام حرکت من جلو می رفتم عباس حامد برادران پشت سر من و حمید رضوی نفر سوم بود. همین طور که می رفتیم. از همه طرف آتش دشمن بر ما می بارید. و ستون ما کم می شد . تا بر اثر حجم سنگین آتش دشمن یا مجروح می شدند یا شهید و من هم که دشمن نتواند تانکها و نیروهایش را از روی پل عبور دهد و پاتک کند و همراهان هم مواد منفجره، چاشنی ، تی ان تی ، و وسایلی که لازم بود برداشته بودیم. و حتی چند کوله اضافه هم پیش بینی کردیم تا یکی دست خودم بود و سه چهار تایی دیگر دست بچه ها و من و حامد و رضوی یک اسلحه ژ3 داشتیم. که در عملیات والفجر 3 از تیپ ذوالفقار به ما رسیده بود. اسلحه دست رضوی بود. خشابش دست حامد و من هم نیروی ذخیره بودم یک بار تا رفتم از ته ستون خبر بگیرم . دیدم ستون ایستاد، خودم را به سر ستون رساندم دیدم عباس حامد به شکم افتاد و حمید و بچه های دیگر دارند نگاهش می کنند و باورشان نمی شد که عباس حامد هم تیر بخورد و شهید شود . چون این آدمی بود که خیلی از گروهها را برده بود و کسی را برنگردانده بود و خود برگشته بود که یا مجروح میشدند و یا شهید. دیدم عباس حامد افتاده و تیر خورده توی گردنش و دو تا رگ او پاره شده است . خون زیادی از او می رفت . ستون حرکت کرد و حدود چهل و پنجاه متری خاکریز دشمن رسیدیم و آنها نارنجک می انداختند کنار ما که در آن تاریکی ما نارنجک ها را نمی دیدیم وقتی که منفجر می شد که شعله و انفجار را می دیدیم و مشاهده می کردیم که یکی ترکش خورده و می افتاد. دیدم آتش سنگین است. به حمید گفتم : بیا سنگر به سنگر برویم و این طور مستقیم نرویم من می روم یک سنگر جلوتر شما بیایید جای من را بگیرید وبعد من بروم جلوتر من یک سنگر عوض کردم و همین که خواستم بگویم حمید بیا جلو تیر خوردم و مجروح شدم. حمید آمد بالای سرم کوله انفجار را که یک بند در گردن و یک بند دور کمرم بود که سفت هم شده بود. آن را به حمید دادم و گفتم : تو باید بروی و پل را منفجر کنی و خودم تو گودالی نشستم او گفت: شما دیگر نمی آیی گفتم: با این وضعیت مجروح دیگر نمی توانم بیایم. بعد به نقل از بچه ها حمید که از خاکریز رد می شود تیر می خورد توی سرش و چون دیگر مسئولان بالای سر بچه ها نبوده نیروهایی که مانده بودند او را به عقب منتقل کنند.
ثبت دیدگاه