شجاعت و شهامت
به روایت از سید کمال موسوی : در یکی از عملیاتها موقع نماز صبح دشمن از زمین و آسمان روی سر ما آتش می ریخت. اینقدر وضعیت خراب بود که به بچه ها گفتیم نشسته نماز بخوانید. اما آقای درویشی ایستاده نماز می خواند با یک آرامش خاطری که اصلاً هر کس ایشان را می دید فکر می کرد اینجا جنگ نیست. در صورتی که دائماً گلوله های خمپارة دشمن در اطراف ما به زمین می خورد.
ثبت دیدگاه