شناسه: 219035

عشق شهادت

به روایت از ابراهیم درویشی : شب قبل از عملیات بدر آقای درویشی را دیدم. ایشان لباسهای نو سپاهی پوشیده بود. به او اعتراض کردم گفتم: اگر خدای ناکرده با این لباسها اسیر بشوی، تو را می کشند. شما که تا به حال لباس بسیجی می پوشیدی حالا چه شده لباس سپاهی پوشیدی؟ ایشان گفت: دیگر وقت این است که با این لباسها به عملیات بروم، فکر کنم دیگر آخر خط هستم. من گفتم: شما تا به حال چند بار مجروح شده ای و به عقب برگشته ای انشاء الله این دفعه هم بر می گردی. آقای درویشی گفت: بندة مؤمن خدا هر چه از خدا بخواهد به او می دهد. من تا به حال از او زنده بودن و مجروح شدن را می خواستم. ولی از این به بعد از خدا می خواهم که من را هر چه زودتر پیش خود ببرد. من آن موقع متوجه حرفی که ایشان زد نشدم. آقای درویشی در عملیات بدر با همان لباس های سپاهی به آرزوی خود که همان شهادت بود رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه