شناسه: 219070

دیدگاه شهید

به روایت از ابراهیم درویشی : یک روز به اتفاق تعدادی از بچه ها درون چادر نشسته بودیم و با همدیگر صحبت و شوخی می کردیم. آقای درویشی نیز در گوشه ای از چادر ساکت نشسته بود. که داشتیم با هم صحبت و شوخی می کردیم، پیرمرد آر پی جی زنی که از بچه های سبزوار بود خطاب به حسن آقا گفت: فکر کنم این جوانی که اینجا نشسته است کر و لال است. با استفاده از احادیث ائمة اطهار در جواب آن پیرمرد گفت:" انسان باید کمتر حزف بزند، بیشتر فکر کند و عمل کند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه