شناسه: 219272

وصیت شماره 1 - شهید سیدعبدالوهاب آقادادی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ با سلام و درود بر حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آخرین ذخیره الهی و منجی عالم بشریت و نایب بر حقش روح خدا، پیر جماران، قلب تپنده ملت ایران و امید و منجی مستضعفان جهان، امام خمینی عطاءالله عمره. چه فرخنده روزگاریست که انقلاب اسلامی ایران و خون شهیدان و زحمت و جراحت زخمیها و خسارات مادی و اقتصادی پیشه وران و خلاصه رنجهای اقشار به ثمر رسید و دیو طاغوت از این سرزمین رانده و کاخهای ظلم و استعمار سرنگون گردید و فرشته الهی، نمودار تقوا و فضیلت و مظهر عمل و عدالت و قلب ملت، این امام امت چنان سیلی به گوش ابرقدرتهای شیطانی زد و آرزوهای واهی و خیالهای باطل آنان را نقش بر آب ساخت و این استعمارگران و زالوهای خون آشام با طرق مختلف انقلاب عزیز و کبیر اسلامی را از هر جهت مورد حمله قرار دادند، اعم از محاصره اقتصادی و تبلیغات مقتضی و اجیر کردن گروههای اجنبی و.... و همه اینها این تارهای عنکبوتی با رهبری مدیرانه امام و توجه خاص مولای ما مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با بانگ الله اکبر تمام این تارها پاره گردید و حقانیت اسلام و جمهوری پر استوار اسلامی می رفت تا به دنیا صادر گردد این بی خبران با روی کار آوردن ابلهی چون صدام، این عروسک آمریکایی و آلت دست صهیونیسم غاصب و تجاوز به ملت عزیز ایران جنگ کفرانی خویش را با اسلام آغار کند و ملت ایران یکپارچه با تکیه به آیه شریفه الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في سَبيلِ اللهِ ‌ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللهِ ‌وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ «كسانى‌ كه ايمان آوردند و هجرت كردند و با مال و جانشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آن‌ها رستگارانند.» آماده جهاد با کفر جهانی شدند و من هم سرباز حقیقی در لشکر امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و این افتخار نصیب من شد تا در این تجارت عظیم شرکت کنم .إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ «در حقيقت ‏خدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است.» چه نیکوست معامله با خداوند، که مورد معامله آن خاکی و بی مقدار و در عوض کالای بهشت و سعادت ابدی و با خون خویش و ندایی جان خویش راه انقلاب و پیام انقلاب در این نبرد با لبیک ندای هل من ناصر ینصرنی سرور شهیدان آماده جهاد فی سبیل الله شدم و این فوز عظیم شامل حال من گردید، در حالی که ظاهراً در بین شما سروران شما امت قهرمان و ملت شهید پرور ایران نمی باشم، ولی این کتاب مقدس روشنگر اسلامی می فرمایند: وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُونَ «هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده مپندار، بلکه زنده‌اند که نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.» و شما ای برادران، ای ملت قهرمان شهیدپرور، یقین بدانید که جبهه دانشگاه امت و دانشگاه حسین(علیه السلام) علم شهادت و ایثار می آموزد، بهشت می بخشد و عالم برزخ عطا می کند. من اکنون در این محیط صد در صد معنوی، در این حمام روح عطر بخش را لمس می کنم، می پندارم در آستانه بهشت هستم و وجود پنج تن شریف حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت علی(علیه السلام) حضرت فاطمه(علیها السلام) امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را حس می کنم که به استقبال ما آمده اند. زهی سعادت، آمدن به دانشگاه حسین(علیه السلام) و در آغوش حسین(علیه السلام) مهمان شدن و به خانه رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) و حضرت زهرا(علیها السلام) رفتن. ما می توانیم در آخرت شفاعت کنیم. پدر و مادر عزیزم، باید ببخشید، من فرزند خوبی برای شما نبودم. شما امانتی از خدا گرفتید و شانزده سال زحمت کشیده و من را بزرگ کردید و به جامعه تحویل دادید تا مسیر راه را انتخاب کنم. یعنی اینکه یا دنیا را و یا آخرت را و من هم آخرت را انتخاب کردم. چون می دانم این دنیا ماندنی و جاودان نیست، ولی آخرت ماندنی است و پایانی ندارد. حضرت علی (علیه السلام): دنیا مزرعه آخرت است. پدر و مادر عزیز و بهتر از جان. من سال پیش در جبهه بودم، روزه هایم را نگرفتم و سی روز روزه بدهکارم و پنج روز دیگر نیز بدهکارم و روی هم سی و پنج روز روزه بدهکارم. پدر و مادر مهربانم، از برادرهایم و خواهرهایم و دوستان و آشنایان حلالیت بطلبید و بگویید هر بدی از من دیدند را حلال کنند. پشتیبان ولایت فقیه باشند و امام را تنها نگذراند و به نماز جمعه بروید. دشمنان از همین نمازهای جمعه می ترسند. و شما می توانید با همین نمازها با دشمنان مبارزه کنید و به نماز جماعت نیز بروید و هرگز سنگر مسجدها را خالی نگذارید. پدر و مادر و خواهرها و برادرهایم، دوستان و آشنایان برای من گریه نکنید، برای من گریه نکنید و اگر هم کردید برای برای من نباشد، برای امام حسین(علیه السلام)و اصحاب آقا و برای حضرت علی اکبر (علیه السلام) و برای حضرت علی اصغر (علیه السلام) گریه کنید. اگر غیر از این باشد مرا ناراحت کرده اید. دوستان نگذارید خون این همه شهید را منافقین کوردل و بی حجابها پایمال کنند. پشتیبان روحانیون مبارز باشید و همواره دوست و یار و یاور کشور و ملت و انقلاب باشید. دیگر عرضی ندارم. امام حسین (علیه السلام):« ای یاران باوفای من، تلخ و شیرین، نعمت و نقمت، خوشی و ناخوشی دنیا جز خوابی گران و غفلت آور نیست. دیگر عرضی ندارم.»والسلام. 18/12/1363

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه