شناسه: 219851

عشق شهادت

یادم است از طرف سپاه سکه ای به عنوان هدیه به پاسداران اهدا کرده بودند. به مهدی گفتم: ان شاءالله این سکه برای دامادیت باشد. مهدی گفت: مادر از این فکرها نکن. من از خدا خواسته ام شهادت را نصیبم کند. مادر به فکر دامادی من نباش. خودم را فقط برای شهادت آماده کرده ام. پسرم کاملاً از تمام لذتهای دنیا بریده بود و فقط فکر و ذکرش شهادت بود. بالاخره هم این توفیق عظیم نصیبش شد و جام شهادت را نوشید. 1- خ- عشق به شهادت 2- پیش بینی شهادت

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه